تبلیغات
نوکران اهل بیت(ع) - اشعار محرمی
 
نوکران اهل بیت(ع)
عشق فقط یک کلام حسین علیه اسلام
درباره وبلاگ


با سلام
در این وبلاگ اشعار ویژه مداحان عزیز قرار داده شده تا مداحان عزیز استفاده کنند
در این این وبلاگ فقط اشعار شهادتی موجود است کاربران برای دریافت اشعار ولادتی به سایت دیگر نوکران اهل بیت علیه اسلام مراجعه کنند که میتوانید این سایت را در همین صفحه در پیوند های پیداکنید
ودوستان شاعرو مداح هم میتوانند عضو سایت شوند
کاربران عزیز لطفا پس از خواندن شعر نظر خود را بگویید
تاما نیز اشعاربروز تر برای شما قرار دهیم
باتشکر مدیر سایت مهدی وظیفه


مدیر وبلاگ : مهدی وظیفه
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
بهترین مداح از نظر شما؟









یکشنبه 11 مرداد 1394
آه یاران روزگار شام شد
نوبت شرح ورود شاه شد
شام یعنی مرکز آزارها
آل عصمت را سر بازارها
شام یعنی از جهنم شوب تر
اهل بیت از کربلا مظلوم تر
واویلا واویلا واویلا واویلا
در ورود شام از شمیر لعین
کرد خواهش ام کلثوم حزین
ما اسیران عترت پیغمبریم
پرده پوشان حریم داوریم
خواهی ار ما را بریدر شهر شام
از مسیری بر که نبود ازدحام
بلکه که کمتر گرد
عترت صف زنند
خنده و زخم زبان و کف زنند
پشت آن دروازه خلقی بیشمار
رخت نو پوشیده
دست و پا نگاه
بهر استقبال با ساز و دقل
سنگشان در دست جای دسته گل
ریختند از هر طرف زنهای شام
آتش و خاکستر از بالای بام
یا زینب یا زینب یا زینب یا زینب
زینب مظلومه بود و گرد نی
هیجده خورشید بر بالای نی
هیجده آئینه حق الیقین
هیجده صورت ز صورت آفرین
هیجده ماه به خون آراسته
با سر ببریده بر پا خواسته
رأس ثارالله ز خون بسته نقاب
سایبان زینب اندر آفتاب
آن سوی محمل سر عباس بود
روبرو با رأس خیرالناس بود
یک طرف بر نی سر طفل رباب
بر سر نی داشت ذکر آب و آب
ماه لیلا جلوه گر بر نوک نی
گه به عمه گه به خواهر چشم وی
بسکه بر آل علی بیداد رفت
داستان کربلا از یاد رفت
خصم بد آئین به جای احترام
کرد اعلان بر یهودیهای شام
کین اسیران عترت پیغمبرند
این زنان از خاندان حیدرند
این سر فرزند پاک حیدر است
روز روز انتقام خیبر است
طبق فرمان امیر شهر شام
جمله آزادید بهر انتقام
آن قدر آل پیمبر را زدند
دختران ناز پرور را زدند
خنده های فتح بر لب می زنند
زخمها بر قلب زینب می زنند
از یکی پرسید این سر زان کیست
گفت این رأس حسین بن علی است
این بود مهر سپهر عالمین
نجل احمد یوسف زهرا حسین
وای من ای وای من ای وای من
کاش می مردم نمی گفتم سخن
آن جنایت پیشه با خصم تمام
زد بر آن سر سنگی از بالای بام
آن سر آن آئینه حق الیقین
اوفتاد از نیزه بر روی زمین



نوع مطلب : اشعار ویژه محرم، 
برچسب ها : محرم،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دوشنبه 13 شهریور 1396 01:00 ق.ظ
Today, I went to the beachfront with my children. I found a sea shell and gave it to my 4 year old daughter and said "You can hear the ocean if you put this to your ear." She placed the
shell to her ear and screamed. There was
a hermit crab inside and it pinched her ear. She never wants
to go back! LoL I know this is completely off topic but I had to tell someone!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی